چرا قیمت تابلو روان از تلویزیون شهری ارزان تر است ؟
جالب است که بدانید تابلو روان تک رنگ یا رنگی معمولا نمی تواند تصاویر را بصورت آنلاین یا زنده پخش کند و به همین دلیل کارایی آنها کمتر از تلویزیون شهری می باشد. دلیل این موضوع هم تفاوت تکنولوژی بکار رفته در تابلو روان نسبت به تلویزیون شهری است. باید همیشه دقت داشته باشید که قیمت تابلو روان از تلویزیون شهری کمتر است. البته منظور در ابعاد مساوی است. چون قیمت این بزارهای تبلیغاتی کاملا به ابعاد آنها بستگی دارد. همیشه سعی کنید قبل از اینکه تصمیم به خرید تابلو روان فول کالر یا تلویزیون شهری بگیرید حتما از اهدافتان مطمئن باشید و مشورت های لازم را با متخصصین مانند پارسی الکترونیک انجام دهید تا حداکثر بهره را از پول و سرمایه گذاری خود ببرید.
راه اندازی استارتاپ
بخشی از زندگی و کار در دنیای استارتاپ، مربوط به درس گرفتن از اشتباهات است، هم اشتباهات خودتان و هم دیگران. شما این شانس را دارید که ببینید چه چیزی شرکتهای موفق را از آنهایی که درنهایت شکست خوردهاند متمایز میکند و امیدواریم که بتوانید قبل از اینکه خودتان همان اشتباهات را مرتکب شوید، این درسها را بیاموزید. هرچند گاهی بهتر است بگذارید دیگران خودشان اشتباه کرده و از اشتباهشان درس بگیرند، اما ضرری ندارد که خرد جمعی دنیای کسب و کار را با هم به اشتراک بگذاریم. هدف گذاری نهایی این مجموعه مقالات، اجتناب از بروز اشتباهاتی است که نه تنها به مؤسسان استارت آپ ها بلکه به زندگی کسانی آسیب میزند که در فعالیتهای اقتصادیشان از این افراد پیروی میکنند. ما در این مقاله 20 مرحله کلیدی آموزش راه اندازی استارتاپ را با هم بررسی میکنیم.
1- حل کردن یک مشکل واقعی
شما میتوانید یک اختراع یا محصول داشته باشید که خلاقانه و جذاب و خیالانگیز باشد، اما مهمترین معیار موفقیت، برآورده ساختن یک نیاز واقعی از بازاری است که سعی دارید به آن خدمت کنید. بهترین شرکتها آنهایی هستند که پاسخگوی نیازهای مشتریان بوده و میتوانند خود را با تغییرات آن نیازها وفق دهند.
2- رهبری چیزی بیشتر از یک نگرش است
رهبر تیم بودن با ایده و جهتگیری آغاز میشود که اساس کسب و کار شما را تشکیل میدهد، اما موفقیت درنهایت به انگیزه بستگی دارد. شما با رفتار، اخلاق کاری و عزم راسخ خود، الگویی در مقابل دیدگان بقیهی اعضای شرکت میگذارید.
3- تیم درستی را برگزینید
نگرش شما نسبت به هدف نهاییتان شاید فقط متعلق به شخص شما باشد، اما برای رسیدن به این هدف، نیاز به کمک خواهید داشت. برای دستیابی به هدف گذاری نهایی کسب و کارتان، لازم است اطرافتان را از افرادی پر کنید که نگرش شما را درک کرده و با فرهنگ و ذهنیت شرکت هماهنگ باشند.
4- منتورهای موردنیاز خود را پیدا کنید
وقتی شروع به توسعه کسب و کارتان میکنید، نیاز به یک هیئت مشاور خواهید داشت تا برای کمک به شما در عبور از هزارتوی کارآفرینی، مشورتها و راهنماییهای لازم را ارائه دهند. نگران درخواست از دیگران برای مربیگری خود نباشید؛ این افراد اغلب خوشحال میشوند از آنها کمک خواسته شود و مشتاق راهنمایی کردن دیگران هستند همانطور که زمانی مربیان خودشان آنها را راهنمایی کردهاند.
5- فرهنگ را مبنای کارتان قرار دهید
در نبود راهنمایی مستقیم، این آداب و رسوم فرهنگی یک شرکت است که در شکلدهی تصمیمات و کار اعضای شرکت، پیروز خواهد شد. فرهنگ شرکت شما میبایست نه تنها بگوید شما چه کسی هستید، بلکه باید بگوید قرار است چه کسی باشید.
6- از خودتان با داشتن یک واحد تجاری محافظت کنید
شاید کاغذبازی در روزهای ابتدایی استارتاپ شما مهم به نظر نرسد، اما انجام یک کسب و کار بدون داشتن واحد تجاری در شرکت، میتواند داراییهای شخصی شما را به مخاطره بیندازد. مگر اینکه حاضر باشید هرچه دارید به خطر بیندازید تا کسب و کارتان موفق شود، وگرنه باید با یک کارشناس صحبت کرده و یک واحد تجاری راه بیندازید تا شما و خانوادهتان را از نابودی احتمالی حفظ کند.
7- قراردادهای امضا شده داشته باشید
باز هم شاید کاغذبازی زمانی که تازه بیرون از گاراژتان کار میکنید، کسلکننده و غیرضروری به نظر برسد، اما آنها میتوانند کسب و کارتان را موفق کنند یا زمین بزنند. هر توافقی که میکنید میبایست با یک قرارداد امضاشده رسمیت پیدا کند تا هر دو طرف از دعواهای قانونی آینده در امان باشند، دعواهایی که ازلحاظ وقت و پول، هزینه زا خواهند بود.
8- از ایدههایتان محافظت کنید
عادت خوبی است که ایدههایتان را تا جای ممکن پیش خودتان نگه دارید و آنها را با هرکسی که گوش میدهد در میان نگذارید، اما درنهایت اگر امیدوار به جذب سرمایه و گسترش ابعاد کسب و کارتان باشید، مجبور خواهید شد که در موردشان صحبت کنید. وقتی در جمعی راجع به ایدههای خود صحبت میکنید، عقل حکم میکند که از همه بخواهید موافقتنامههایی جهت عدم افشای ایده امضا کنند تا بتوانید اطلاعات حساس خود را حفظ کنید.
9- مالکیت معنوی خود را حفظ کنید
از همان ابتدای کار، مالکیت معنوی (IP) باارزشترین دارایی شماست. شناخت و محافظت از تمام این دارایی به دست آمده، برای موفقیت درازمدت و ادامهی حیات شرکتتان، ضروری است.
10- برای موفقیت برنامهریزی داشته باشید
هدف نهایی شما برای کسب و کارتان هرچه که هست، آن را از ابتدا به خاطر داشته باشید و به سمت آن هدف حرکت کنید. با گذشت زمان، چیزهایی دچار تغییر و تحول میشوند و مسائل غیرمنتظرهای پیش میآید، اما به یاد داشتن هدفتان به شما کمک خواهد کرد که برای دستیابی به آن برنامهریزی و تصمیمگیری کنید.
11- از رقابت نترسید
تنها بودن در بازار میتواند دلهرهآور باشد، بهخصوص اگر سعی دارید توجهات را به مشکلی جلب کنید که به دنبال حل آن هستید؛ اما نگذارید که ورود رقبا به این فضا، شما را از میدان به در کند؛ رقابت ثابت میکند که روی چیز بهدردبخوری کار میکنید و میتواند شما را وادار به تمرکز و پیشرفت کند.
آموزش راه اندازی استارتاپ
12- یک نقشهی راه تهیه کنید
تنظیم مسیر اصلی کسب و کارتان میتواند به شما کمک کند تا طبق نقشهای عملی به سمت اهداف خود حرکت کرده و از انحرافات و حواسپرتیهای غیرضروری اجتناب کنید. ممکن است کار سختی باشد، اما آیا به موفقیت کسب و کارتان نمیارزد؟
13- تخصص خود را به رخ بکشید
بخشی از موفقیت کسب و کار به شهرت شما به عنوان یک متخصص در فضای کاریتان بستگی دارد؛ بههرحال هیچکس نمیخواهد محصولی را از کسی بخرد که نمیداند خریدار دربارهی چه چیزی صحبت میکند. نوشتن و صحبت کردن دربارهی حوزهی تخصصیتان، راه مؤثری برای مطرح کردن نام و تضمین حسن نیت شماست.
14- محتوا تولید کنید
در عصر اینترنت، محتوا پادشاهی میکند و شما قطعاً میخواهید با وبنوشتها، ویدیوها، پادکستها و هر محتوایی که اجازه دهد نام و ایدههایتان مقابل چشم مشتریان احتمالی قرار بگیرد، در این عرصه حضور داشته باشید. کلیکها، بازدیدها و مشارکت، ارز رایج این قلمرو و مطمئنترین راه برای مطرح کردن خودتان بهعنوان رهبران فکری یک موضوع است.
15- رابطه برقرار کنید
پیشبینی موفقیت همانقدر که به کاری که میکنید بستگی دارد، به کسانی که میشناسید هم وابسته است؛ اما کلید روابط خوب، یکطرفه کردن آنها نیست؛ همانقدر که به دست میآورید در جایی که میتوانید با کمک به دیگران، آن را پس بدهید، بدین ترتیب شبکهای قوی از آدمهایی میسازید که میتوانید رویشان حساب کنید.
16- همهچیز را زیر سؤال ببرید
نپذیرفتن وضع موجود در بعضی مواقع شاید ترسناک به نظر بیاید، اما گاهی برای رسیدن کسب و کارتان به سرمنزل مقصود، لازم است. از خلاف جریان حرکت کردن و نه گفتن در مواقع لازم نترسید.
17- عجله نکنید
شور و شوق ابتدایی نسبت به کسب و کارتان عالی است، اما بهتر است کمی هوشیاری و احتیاط به خرج دهید. بهتر است رویکردی محتاطانه داشته و قبل از شروع کمی فکر کنید تا اینکه بخواهید اولین تصور خود را در قالب وبسایت یا محصولی پر از اشکال پیاده کنید که هنوز برای ورود به بازار آماده نیست.
18- هنگام جذب سرمایه صبور باشید
برای کسب و کارتان هرطور سرمایه جذب میکنید مهم نیست، فقط بدانید که این کار میتواند روندی طولانی و چالشبرانگیز باشد. پذیرفتن اولین پیشنهادی که سر راهتان قرار میگیرد وسوسهانگیز است، اما مطمئن شوید که پیشنهاد درستی باشد و پول همراه آن روابط درستی را به همراه بیاورد که میتوانند به پیشبرد کسب و کارتان کمک کنند.
19- لذت ببرید
تمام زحمتی که برای کسب و کارتان میکشید نهایتاً بیهوده خواهد بود اگر هر روز سر کارتان احساس بدبختی کنید. خوش گذراندن سر کار، مادامی که کارها درست انجام شوند ایرادی ندارد؛ قطعاً این حالت از زجر کشیدن در یک اتاق بدون پنجره بهتر است.
شما می توانید برای آگاهی بیشتر در زمینه استارتاپ و هدف گذاری به سایت دانش زار مراجعه نمایید.
20- نکات و توصیه ها
یک استارت آپ موفق باید از هفت خوان رستم عبور کرده و به معیارهای خاصی دست یابد. هرچند عبور از موانع سخت است، اما غیرممکن نیست، البته اگر بدانید چه کارهایی را باید انجام دهید و چه کارهایی را نباید. طی کردن مراحل اولیه نیازمند داشتن دورنمای درست و گرفتن سنجیدهترین تصمیمات جهت مرتکب نشدن اشتباهات فلجکننده است. باید محصولی تولید کنید که نهتنها آنچه شما میخواهید را ارضا کند، بلکه آنچه مشتری میخواهد و نیاز دارد را هم تأمین نماید. باید تیم درستی از کارمندان و پیمانکاران تشکیل داده و با بینش، انگیزه و ارادهی قوی، فضای سالمی برای خود و شرکتتان فراهم کنید. برای اطمینان از قرار داشتن در مسیر درست باید مربیانی پیدا کنید که توصیههای درستی به شما کرده و درهای تازهای را به رویتان باز کنند.
هرسال ایدههای جدید و جالبی در حوزهی کسبوکار مطرح میشوند. این ایدهها معمولا هم از طرف کارآفرینان جوان و هم کارآفرینان باتجربه مورد استقبال قرار میگیرند. اگر شما هم قصد راهاندازی کسبوکار دارید، میتوانید از این ایدههای جدید استفاده کنید. کافی است از خودتان بپرسید به چه حوزهای علاقهمند هستید و حاضرید آرامش فکری خود را برای رسیدن به چه هدفی نادیده بگیرید. شاید پیش خودتان فکر کنید که در حال حاضر درآمد خوبی دارید و چرا باید به راهاندازی کسبوکار جدید فکر کنید. اما آیا واقعا از کاری که انجام میدهید لذت میبرید؟ آیا این میزان درآمد میتواند هزینهی زندگی، تحصیلات و خدمات درمانی شما را در آینده تأمین کند؟
پول درآوردن همهی ابعاد زندگی را شامل نمیشود؛ بلکه احساس شادی و آزادی نیز در کیفیت زندگی تأثیرگذار هستند. اگر کاری که انجام میدهید شما را راضی نگه نمیدارد، بهتر است آن را عوض کنید. ۱۰ ایدهای که در ادامهی این مقالهی بررسی میکنیم، برای راهاندازی استارتاپ مناسب هستند. شما میتوانید در دانش زار اطلاعات خوبی برای راه اندازی استارتاپ کسب کنید. اغلب این ایدهها به هیچ موقعیت مکانی وابسته نیستند و در هر جای دنیا میتوانند مورد استفاده قرار بگیرند.
۱- تعمیر دستگاههای هوشمند
این روزها استفاده از تلفن هوشمند و تبلت بسیار گسترش پیدا کرده است. مردم تمام نقاط کره زمین از این دستگاهها برای برقراری ارتباط، گشت زدن در اینترنت و حتی تجارت استفاده میکنند. بنابراین تعمیرکاران این نوع دستگاهها در همه جای دنیا میتوانند درآمد خوبی کسب کنند. اگر با تعمیرات این نوع دستگاهها آشنایی داشته باشید، میتوانید یک کسبوکار پررونق راهاندازی کنید. بسیاری از مهارتهای این رشته تجربی هستند. بنابراین هرچقدر بیشتر در این زمینه کار کنید، مهارتهای بیشتری به دست خواهید آورد. در نتیجه مشکلاتی مانند شکستگی صفحه، خیس شدن و از بین رفتن باتری را در عرض چند دقیقه میتوانید برطرف کنید.
۲- مدیریت محل اقامت گردشگران
تأمین محل اقامت گردشگران از جمله دیگر موضوعاتی است که این روزها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. صنعت گردشگری در حال رونق گرفتن است؛ بنابراین اگر در محلی زندگی میکنید که توریستهای زیادی از آن بازدید میکنند، میتوانید از این فرصت استفاده کنید. بسیاری از مردم دوست دارند با اجاره دادن املاک خود درآمد کسب کنند. اما علاقهای به درگیر شدن با مشتری، مدیریت آنها و نظافت کردن محل بعد از هر اقامت ندارند. شما میتوانید لیستی از این افراد تهیه کنید و از آنها بخواهید مدیریت این امور را به شما بسپارند. سایتهایی مانند Airbnb و HomeAway فعالیت گستردهای در این زمینه دارند و میتوانند بازاریابی خوبی برای خانههای تحت مدیریت شما انجام دهند. هرچقدر عملکرد بهتری داشته باشید، املاک بیشتری را میتوانید مدیریت کنید و در نتیجه درآمد بهتری کسب کنید.
۳- خرید و فروش سایت
اگر دنبال راهی برای کسب درآمد سریع هستید، خرید و فروش سایت گزینهی خوبی برای شما است. این کار را به ۲ روش میتوانید انجام دهید. اولین روش، خرید و فروش دامنه و دومین راه، فروش یک وبسایت کامل است. سایتهای مانند Flippa و Freemarket نیز زمینهی کاری مشابهی دارند که میتوانید از آنها ایده بگیرید.
۴- تولید محتوا و دورههای آموزشی
مردم همواره به دنبال راههایی برای یادگیری و گسترش دادن مهارتهای خود هستند. بنابراین تولید محتوای آموزشی درآمد خوبی برایتان خواهد داشت. سایتهای زیادی وجود دارند که میتوانید دورههای خود را به آنها بفروشید. برای انجام این کار میتوانید از پلتفرمهایی مانند Udemy و Lynda استفاده کنید؛ یا حتی خودتان شیوهی جدیدی برای تولید محتوای آموزشی ارائه دهید و از این طریق، افراد علاقهمند به یادگیری را به سمت محتوای خود جذب کنید.
۵- خدمات جعبهی اشتراک
جعبههای اشتراکی زیادی هر ماه از طرف سرویسدهندگان برای مشتریها ارسال میشود. روش کار به این صورت است که شما باید ابتدا صنعت کاری خود را مشخص کنید. سپس هر ماه اجناس مرتبط با آن صنعت را در یک بستهبندی قرار دهید و برای افراد متقاضی ارسال کنید. بهعنوان مثال اگر میخواهید جعبهی اشتراکی اسباببازی برای بچههای بین ۲ تا ۴ سال درست کنید، کافی است هر ماه چند اسباببازی به سلیقهی خود انتخاب کنید و در یک بستهبندی مناسب بگذارید. سپس تصویر آن را داخل صفحههای اینستاگرام قرار دهید و هزینهی آن را ذکر کنید. آخر هر ماه نیز بستهها را برای مشتریهای خود ارسال کنید.
۶- تورهای گردشگری
اگر در منطقهای با جاذبههای گردشگری زندگی میکنید و توریستهای زیادی از شهر شما بازدید میکنند، فرصتهای زیادی برای کسب درآمد خواهید داشت. برگزار کردن تورهای گردشگری برای توریستها، یکی دیگر از کارهایی است که درآمد خوبی برای شما به همراه دارد. کافی است اطلاعات تماس خود را در اختیار آژانسهای مسافرتی قرار دهید تا شما را به مسافران معرفی کنند. همچنین میتوانید عکسها و فیلمهای تور خود را در اینستاگرام و دیگر شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک به اشتراک بگذارید تا افراد با دیدن نمونه کارهایتان بیشتر ترغیب شوند. استفاده از هشتگهای مرتبط و مناسب را فراموش نکنید تا مسافران راحتتر بتوانند شما را در شبکههای اجتماعی پیدا کنند.
۷- خدمات مربیگری
اگر در زمینهی خاصی مانند کسبوکار، سلامتی و کامپیوتر مهارت دارید، به راحتی میتوانید آن را به دیگران آموزش دهید. در هر جای دنیا که باشید، با استفاده از اپلیکیشن اسکایپ میتوانید با دیگران ارتباط تصویری برقرار کنید و دانش خود را در اختیار آنها قرار دهید. این روزها مردم هزینههای زیادی به مربیها پرداخت میکنند تا مهارتهای جدیدی یاد بگیرند و در کسبوکار خود استفاده کنند. پس هر موضوعی را که مهارت زیادی در آن دارید، انتخاب کنید و با استفاده از شیوههای خلاقانه به دیگران آموزش دهید.
۸- مدیریت شبکههای اجتماعی
این روزها استفاده از شبکههای اجتماعی بسیار گسترده شده است. بسیاری از کسبوکارها دانش یا زمان استفاده از آنها را ندارند. آنها میدانند که استفاده از شبکههای اجتماعی تا چه اندازه میتواند بر بهبود کسبوکارشان تأثیر داشته باشد. بنابراین حاضرند هزینهی زیادی بابت آن پرداخت کنند و به دنبال افراد متخصصی هستند که بتوانند این کار را برایشان انجام دهد. اگر در مدیریت شبکههای اجتماعی تخصص دارید و میتوانید محصولات و خدمات شرکتها را به فروش برسانید، میتوانید درآمد خوبی از این راه کسب کنید. فعالیت اینفلونسرها را در فضای مجازی تحت نظر داشته باشید و از استراتژیهای آنها برای بازاریابی الهام بگیرید.
۹- آژانس مدیریت تبلیغات
تبلیغات گوگل، فیسبوک و یوتیوب تبدیل به قطب اصلی تبلیغات کلیکی شدهاند. کمی زمان بگذارید و تبلیغ کردن در گوگل و فیسبوک را یاد بگیرید. به کلاسهای آموزشی بروید و با بهترین راهها برای جذب مخاطب مناسب آشنا شوید. بعد از پیدا کردن مخاطبان هدف و ارائهی پیشنهاد مناسب، برای مشتریهای خود تبلیغ کنید.
۱۰- سئو و توسعهی وبسایت
این روزها سئو و توسعهی وبسایت اهمیت بسیار زیادی پیدا کردهاند. بسیاری از کارآفرینان از وارد شدن به این حوزهها احساس امنیت نمیکنند؛ زیرا تکنولوژی آن با سرعت زیادی در حال تغییر کردن است. بیش از ۲۰۰ فاکتور در الگوریتمهای رتبهبندی وجود دارد و به همین دلیل بسیاری از صاحبان کسبوکار ترجیح میدهند که سئوی خود را به افراد متخصص بسپارند. اگر تخصص خوبی در این زمینه داشته باشید، از هر کجای دنیا میتوانید مشتری داشته باشید و درآمد کسب کنید.
مفهوم این قانون در هدف گذاری یعنی اهداف نباید آنقدر کوچک باشد که رسیدن به آنها بی معنی باشد و یا آنقدر بزرگ که هیچگاه به آنها نرسیم یا رسیدن به آنها زمان بسیار طولانی سپری کنیم. یکی از بهترین روشها برای تعیین اهداف دیگران و بالابردن Vision اهداف ،Share کردن اهداف با خود ایشان است. وقتی که اهداف خود را برای دیگران باز گو میکنیم ، سبب میشویم که اهداف دیگران نیز بیرون کشیده شود. و ایشان نیز جرات بیان اهداف خود را با ما پیدا کنند. این مطلب در هدف گذاری بسیار مهم است.
مزیت Share کردن اهداف خود با دایرکتها :
۱- باعث از بین رفتن ترس از خواستن اهداف بزرگ در آنها میشود.
۲- سبب بیرون کشیدن اهداف ایشان و بالارفتن Vision آنها میشود.یکی از بهترین روشها جهت تبدیل Dream افراد به Vision ، نوشتن اهداف به روی کاغذ میباشد.
دلایل نوشتن اهداف به روی کاغذ :
۱- اهداف از Dream تبدیل به Vision میشود و در ذهن ما تثبیت میگردد.
۲- با نوشتن اهداف ، قدرت تغییر و Upgrade کردن آن اهداف در ذهن ما به وجود می آید و ما میتوانیم اهداف جدیتری جایگزین آنها بکنیم.
۳- پس از نوشتن اهداف ، انسان نسبت به آنها تعهد پیدا میکند. بدینگونه که با نوشتن اهداف و تعیین جزئیات آنها و تکرار آنها در ذهن ، ایمان به آن اهداف در ذهن ما به وجود آمده و با ایمان آوردن به اهداف خود در ما نیروی درونی و انگیزه جهت رسیدن به آن ایجاد میشود “تواناییهای یک فرد بی هدف همچون قدرت بمب اتم در دست یک کودک بی اطلاع می باشد”
قوانین نوشتن اهداف:
۱- اهداف باید با بیشترین جزئیات و مشخصات نوشته شود.
۲- زمانبندی و تعیین اهداف به کوتاه مدت و بلند مدت: با این کار هنگام رسیدن به اهداف کوتاه مدت احساس میکنیم که مسیر طی شده درست است و انگیزه و انرژی ادامه مسیر افزایش پیدا میکند.
۳- قانون ۵۰-۵۰ در نوشتن اهداف رعایت شود(نه آنقدر کوچک و بی ارزش و نه آنقدر بزرگ و دست نیافتنی)
۴- سعی کنیم که در اهداف خود ، دیگران را نیز سهیم کنیم. مثلا به کسی صد در صد قول دهیم که تا ۶ ماه دیگر برای او ماشین و یا وسیله خاصی را تهیه خواهیم کرد. ادیسون قبل از هر اختراع قول آن را در یک زمان مشخص به مردم می داد.
نکته: هنگام نوشتن اهداف باید روی آنها تمرکز و فوکوس کرد و از پرداختن به مسائل غیر مرتبط پرهیز کنیم.
فواید دیگری از نوشتن اهداف :
– اهداف به زندگی جهت میدهند .
– قابلیت زمانبندی پیدا میکند . – هزینه رسیدن به آنها را میتوان تخمین زد .
– موانع احتمالی را میتوان حدس زد و برطرف نمود .
– بهترین مسیر برای رسیدن به هدف کشف میشود .
– در دانش زار مطالب کامل تر را بیاموزید. نیرو و انگیزه درونی بسیار قوی جهت حرکت به سمت هدف در انسان ایجاد میشود.
پس شما باید برای دستیابی سریع به اهداف مورد نظر می بایست آنها را بنویسیم.شبها قبل از خواب و صبح ها قبل از ترک رختخواب ، حتی در طول روز آنها را برای خود مرور کنید و همیشه به ضمیر ناخودآگاه اطلاع رسانی کنید.
استارت آپ چیست؟
به محصولات و خدماتی که دور و برتان هستند نگاهی بیندازید. چرا اصلا این چیزها به وجود آمدهاند؟ چرا ما این چیزها را پیش خودمان داریم یا از آن ها استفاده میکنیم؟ چون این خدمات یا محصولات یک مشکلی از شما حل میکنند یا حداقل یکی از نیازهایتان را برطرف میکنند.
همه اختراعات و کسب و کارهای استارت آپی اینطور به وجود میآیند: از یک نیاز یا یک مشکل! شما از برق بگیرید تا تلفن، اینترنت و یا حتی پیپال (سامانه انتقال وجه آمریکایی)! همه اینها برای رفع یک نیاز یا یک مشکل درست شدهاند! در اصل استارت آپ همین است! بله به این سادگی. استارت آپ یک کسبوکار نوپایی است که برای رفع یک مشکل یا نیاز درست میشود.
پس دانستیم که استارت آپ چیست؟ البته جدیدا میبینید که استارتاپهای اینترنتی خیلی زیاده شدهاند ولی همه آنها برای حل یک مشکل نیستند. خیلی از استارت آپها هدفشان راحتتر کردن کاری است که ما انجام میدهیم. مثلا شما اسنپ را در نظر بگیرید: قبل از اسنپ همه میتوانستند تاکسی تلفنی بگیرند و مشکل خاصی هم وجود نداشت. اما اسنپ این کار را خیلی راحت کرده و تبدیل به یک استارت آپ موفق شده است.
استارتاپ موفق، مشکلی را حل میکند.
پس اگر به فکر آن هستید که که یک استارآپ راه بیندازید، حتما این سوال را از خودتان بپرسید: ایده یا استارت آپ من چه مشکلی را حل میکند و این مشکل تا چه حد برای مردم دردناک است؟ پیشنهاد میکنم که سرسری از کنار این سوال رد نشوید چون ممکن است بعد از ساعتها، روزها و یا حتی ماهها وقت گذاشتن روی استارت آپ خودتان، از نتیجه راضی نباشید و این همه وقت ارزشمند را تلف کرده باشید!
دو استارت آپ: تفاوت بین موفقیت و شکست!
بهتر است بجای توضیحات گنگ و مبهم، به چند مثال واقعی نگاه بکنیم و ببینیم که موضوع "حل مساله" تا چه حدی در موفقیت یا شکست یک استارت آپ میتواند ایفای نقش بکند.
دراپ باکس (Dropbox)
دراپباکس یک سرویس میزبانی پرونده از روی وب است. بگذارید این طور بگویم: تا حالا شده یک سری فایل روی فلش یا سیستمتان داشته باشید و جایی که به آن نیاز دارید، همراهتان نباشد؟ دراپباکس دقیقا برای این طراحی شده است که این اطلاعات را روی یک ابر ذخیره کنید (ذخیره ابری). بعد از ذخیره اطلاعاتتان روی ابر، دیگر از هر دستگاهی به آن ها دسترسی خواهید داشت.
حالا ذخیره ابری دقیقا چه است؟ ذخیره ابری، فضایی به شما میدهد که به آن ابر میگوییم. شما به جای اینکه اطلاعات خودتان را روی گوشی، لپتاپ یا فلش جابجا بکنید، آن ها را در این ابر ذخیره میکنید. بعد از ذخیرهسازی، یک نام کاربری و رمزعبور دریافت میکنید. حالا اگر جایی بودید که لپتاپ یا گوشیتان همراهتان نبود، با دستگاه دیگری وارد فضای ابری میشوید و با استفاده از نام کاربری و رمزعبورتان، به فایلهایتان دسترسی پیدا میکنید.
داستان دراپباکس
روزی از روزها، آقای درو هوستون که سازنده دراپباکس است سوار یک اتوبوس بود و از شهر بوستون به نیویورک میرفت. از آنجایی که این سفر تقریبا چهار ساعت طول میکشد، هوستون تصمیم داشت که از این وقت استفاده بهینه کرده و با لپتاپش کار بکند. اما بعدا متوجه شد که فایلهایی که لازم دارد، روی فلش ریخته است و بدبختانه فلشش را جا گذاشته است! همین یک اتفاق کافی بود تا هوستون به فکر بیفتد و این مشکل را یک بار برای همیشه حل کند. درو هوستون یک لحظه احساس کردم هیچ کاری از دستم بر نمیآید! به خودم گفتم تا کی میخواهیم این کار را تحمل کنیم؟ هیچ وقت نمیخواهم این اتفاق برایم تکرار شود.
مشکلی که هوستون داشت خیلی واضح است: فلشش همراهش نبود اما همچنان میخواست که روی فایلهایش کار کند. راه حلش را هم که دیدیم!
حول و حوش دهه 90 میلادی بود که تنور وبسایتهای دات کام خیلی داغ بود، اما متاسفانه بعضی کسبوکار ها قربانی این تنور شدند و سوختند! وبسایت پتز یکی از این کسبوکار ها بود.
وبسایت پتز در سال 1998 کار خودش را به عنوان نمایندگی پخش تجهیزات و ابزار حیوانات خانگی شروع کرد: یعنی یک پتشاپ آنلاین. این شرکت حدود 300 میلیون دلار سرمایه و بیش از 300 کارکن داشت اما مشکل شرکت این بود که هیچ موقع سود نداشت!
خیلی جالب است که این شرکت حدود 11 میلیون دلار هزینه تبلیغات کرده بود و حتی توانسته بود توجه رسانه را نیز جذب بکند اما با همه این تفاسیر، در سال 2000 از بین رفت و این پیشامد یک دلیل ساده داشت: نبودِ مشتری!
بدون مشتری، کسبوکار وجود ندارد.
کسبوکار، بدون مشتری وجود ندارد! و هیج کسبوکاری بدون حل کردن یک مشکل یا رفع نیاز نمیتواند مشتری جذب کند! درست است که ایده یک پتشاپ آنلاین خیلی جذاب به نظر میآید اما خیلی هم منطقی نیست. چون بعضی جنسها انقدر ضروری لازم میشوند که دیگر زمان لازم برای انتظار پست وجود ندارد. مثلا فرض کنید قرار است شب با گربه خانگیتان به یک مهمانی بروید و یک شامپوی مخصوص نیاز دارید تا گربه را تمیز کنید. میتوانید بصورت آنلاین سفارش دهید و یک روز هم منتظر بمانید تا شامپوی شما برسد؟
یک دلیل دیگرِ شکست خوردن این وبسایت، این بود که هیچ نوآوری ایجاد نکرده بود. یعنی میخواهم بگویم که هیچ فرقی با رقیبهایش نداشت؛ چه در ارائه محصولات و چه در ارائه خدمات. حالا ممکن است که در دهه نود این مساله خیلی جاافتاده نباشد، اما ما به عنوان کاربران قرن بیست و یکم میدانیم که اگر میخواهید مشتری شما را به سایر رقیبهایتان ترجیح دهد، باید دلیل برای این کار به او بدهید.
با اینکه دراپباکس و وبسایت پتز با سرمایه تقریبا یکسانی کارشان را شروع کردند، اما دراپباکس بسیار موفق شد درحالیکه وبسایت پتز به طرز شدیدی شکست خورد. میدانید چرا؟ چون دراپباکس راه حلی برای یک مشکل پیدا کرد.
فکر کردن یا مشاهده کردن؟
پایه گذاران کسبوکارهای استارت آپی ممکن است روی ایدهای کار کنند که خیلی منطقی به نظر بیاید اما در عرصه عمل، هیچ دردی از مردم دوا نکند! از نظر آقای پائول گراهام (سازنده شرکت شتاب دهنده وای کامبیناتور)، چنین استارت آپ هایی از طرف افرادی پیشنهاد میشود که "صرفا به ایدههای استارت آپی فکر میکنند" و به دنبال مشکلات نیستند.
شتاب دهنده به همراه ایده پرداز برابر است با استارتاپ موفق
آقای گراهام انقدر با این مساله مخالف است که حتی زحمت کشیده و لقبی هم برای آن انتخاب کرده است: "ایدههای استارت آپی من درآوردی"! چون به نظرش اینها ایدههایی هستند که یک فیلمنامهنویس میتواند برای تولید فیلم استفاده کند و برای دنیای کسبوکار ساخته نشدهاند!
فعلی که باید در مورد ایدههای استارت آپ استفاده کنید "فکر کردن" نیست بلکه "مشاهده کردن" است! در شرکت وای کامبیناتور، ما به ایدههایی ارزش میدهیم که نتیجه مستقیم تجربیات شخصی شما باشد و به اصطلاح ایده ارگانیک باشد. تقریبا همه استارت آپهای موفق، کارشان را اینطور شروع کردهاند. - پائول گراهام
بگذارید همینجا بگویم که شرکت وای کامبیناتور ایدههای تجاری را جذب میکند و اگر به نظرش احتمال موفقیت داشته باشند، روی آنها سرمایه گذاری میکند. یعنی به اصطلاح این شرکت یک "شرکت شتاب دهنده" است. خوشبختانه اخیرا مساله شتاب دهنده در کشور عزیزمان هم پیاده شده است که میتوان کمک بزرگی به کارآفرینان جدید باشد!
اگر میخواهید چند تا از بزرگترین شتابدهندههای ایرانی را بشناسید، میتوانید شرکتهای آواتک، مپس، دیموند و ... را جست و جو کنید.
راهحل به تنهایی کافی نیست!
از کجا میتوانید مطمئن شوید که استارت آپ شما مشکلی را حل میکند؟ اگر مطمئن نیستید، از خودِ مشکل شروع کنید: مشکلها همه جا هستند. فقط باید به قول پائول گراهام مشاهده و سوال بکنید: چه چیزی شما را اذیت میکند؟ در کارتان چه چیزی انجام میدهید و به خودتان میگویید: "کاش بجاش میتونستم...."؟
مثلا همین اسنپ خودمان را ببینید. قبل از اسنپ همه تاکسی میگرفتند اما این کار سختیهای خودش را داشت. مثلا بعضی وقتها، ماشین آماده نداشتند و باید منتظر میماندید. یا حتی فاصله آژانس از شما دور بود و باید کلی معطل میشدید. حتی برای خود من پیش آمده بود که به آدرسی میخواستم بروم که نه خودم بلد بودم و نه راننده! و اینکه همیشه باید پول نقد با خودتان حمل میکردید! ولی همه این مشکلات به کمک اسنپ حل شدهاند و کار خیلی راحتتر شده است.
متاسافانه فرمول راحتی برای انجام این کار وجود ندارد. فقط باید ذهنتان را عادت بدهید که مشکلات اطرافتان را متوجه شود، بداند که چرا این مشکلات وجود دارند و اصلا برای چه کسانی مشکل حساب میشوند. فقط بعد از انجام این کارها میتوانید راهحل خوبی پیشنهاد بدهید. بگذارید کمی با شما روراست باشم. اگر این کارِ آسانی بود، همه میتوانستند کارآفرین باشند!
وقتی به یک مشکل دردناک رسیدید و آن را تشخیص دادید، تقریبا 90 درصد اوقات راهحلش واضح یا راحت نخواهد بود! پس اگر میخواهید که کسبوکارتان موفق و پایدار باشد، باید راهحل خلاقانهای ارائه بدهید.
راهحل باید خلاقیت داشته باشد
لازم است همینجا بگویم که اکثر مشکلاتی که دور و بر خودتان میبینید به نوعی راهحل دارند اما مشکل این راهحل ها این است که دیگر رضایت بخش نیستند یا دیگر از مد افتادهاند و جوابگو نیستند. به این دلیل اولین هدفی که یک استار آپ موفق باید داشته باشد این است که راهحلهای موجود را بررسی بکند و بتواند خلاقیت را چاشنی آن بکند. البته این هم یادتان نرود که سرعت هم مساله خیلی مهمی در این زمینه است. چون اگر شما سریع دست به کار نشوید و سرعت حل مساله را بالا نبرید، کسی پیدا میشود که این کار را انجام بدهد.
بیایید به مثال دراپباکس برگردیم. در طول مرحله رشد این استارت آپ، هوستون و تیمش به این نتیجه رسیدند که هزینه جذب هر مشتری برای استفاده از ذخیره ابری 300 دلار شده است و این بدون شک هزینه زیادی است! حالا تیم دارپباکس چکار کردند؟ یک پیشنهاد خیلی خلاقانه به کاربرانشان دادند: به ازای معرفی دراپباکس به یک نفر، 250 مگابایت فضای مجانی به هر کاربر دادند که نه تنها هزینه کسب مشتری را کمتر کرد بلکه درآمدشان را نیز افزایش داد.
پس دیدید که تنها شناسایی یک مشکل کافی نیست! باید بعد از شناسایی مشکل، راهحل خلاقانهای هم برای آن پیشنهاد بدهید. پیشنهادی که مردم حاضر باشند بابتش پولی بدهند.
شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتری راجع به استارتاپ به وب سایت دانش زار مراجعه نمایید.